|
چون ابر به سوی کانادا تلاش برای مهاجرت به کانادا
| ||
|
الو
- من بی می ناب زندگی نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم من بنده ی آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم
- از آمدن ورفتن ما سودی کو وز تار امید عمر ما پودی کو چندین سر و پای نازنینان جهان می سوزد و خاک میشود دودی کو
- آن قصر که جمشید دراو جام گرفت آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت بهرام که گور میگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
- یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که مارا چه رسید از خاک درآمدیم و بر باد شدیم
- جامیست که عقل آفرین میزندش صد بوسه زمهر بر جبین میزندش این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازدو باز بر زمین میزندش
- خیام اگرزباده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش
- این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله راکه شب میگذرد
(خیام)
[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۰۹ ] [ 17:31 ] [ محمدرضا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||