چون ابر به سوی کانادا
تلاش برای مهاجرت به کانادا
دیپلم جدید رو گرفتم

چند روز پیش رفتم به مدرسه ای که ثبت نام کرده بودم برای گرفتن دیپلم فنی حرفه ای و بالاخره این شاخم شیکوندم و یه دیپلم فنی و حرفه ای در رشته فرزکاری و تراشکاری گرفتم.

حالا باید این دیپلمم ترجمه کنم و بفرستم بره جزو مدارک تپه شده بشه. خداییش برا این مهاجرت چه کارا که نکردیم. چند مدت پیش داشتیم با چندتا از دوستان می رفتم شمال. تو راه داشتم جریان دیپلم گرفتن فنی و حرفه ای رو براشون تعریف می کردم که یکی از دوستام گفت: خداییش اگه من یه کاره ای تو یه کشور بودم و بهم می گفتن یه بدبختی مث تو داره برا اومدن به کشور من، اینجور دست و پا میزنه، حتما با تشریفات میومدم دنبالش و میاوردمش تو کشورم. یکی دیگشون هم گفت بابا این رضا رو انقدر اذیت نکنین، بالاخره اونم میاد ولی وقتی داره میاد زمانیه که پرچم آمریکا هم جزو پرچم هایی شده که تو فرودگاه امام ، بالا رفته و روابط توپ توپه و همه راحت میرن و میان !!!!!!

جالب بگم تو ماشین 4 نفر بودیم که هرچهارتامون هم واسه کبک اقدام کرده بودیم و من نفر اول بودم اونم با اختلاف حداقل یک سال با اونا و جالبتر اینه که اونا کارشون درست شده و در فواصل مختلف عازم هستن معلومه که باید به ریش من بخندن.

خداییش چقدر برا امتحان ها  حرص خوردم مخصوصا امتحان عربی. فکر کنم دو سال طول کشید که تونستم 2200 ساعت مدارک عملی فنی حرفه ای تراشکاری و فرزکاری و امتحان های تئوری رو بدم تا به این دیپلم برسم.

راستش الان یه مدته که می بینم تب وتاب مهاجرت کم شده و دیگه کمتر میبینیم آدمایی که دارن زبان فرانسه می خونن و حرف از مصاحبه و رفتن میزنن. کلاس های زبان هم مث قبل شلوغ پلوغ نیست احتمالا یا خیلی گرون شده یا خیلی ها بیخیال شدن یا همین وبلاگ ها. یه زمانی تو وبلاگ ها قلقله بود ولی الان وبلاگها دیر به دیر آپ میشن و تازه کسی نگاهم نمیندازه توش. نمی دونن که نویسنده دل خوش تعداد بازدیدشه. ...

از این میترسم که اینم یه آرزو بشه که وقتی بدستش میارم دیگه ذوق داشتن روزای اولش رو نداشته باشم. مثل ذوق داشتن آتاری که 3 سال تو حسرتش بودم و وقتی برام آتاری خریدن ، دیگه حسی برا داشتنش نداشتم. مثل خیلی چیزای دیگه که وقتی بهش رسیدم که مدتها از آرزوی داشتنش میگذشت و بود و نبودش دیگه فرقی نداشت.

راستی شرکت جدید رو افتتاح کردم با یکی از دوستانم و اولین محصول شرکت رو تا یک ماه دیگه اگه خدا بخواد، همینجا اعلام می کنم.

مال و متاعی که به دیگران عطا کرده ایم، فانی و دنیوی است و از برای امتحان نمودن آنهاست. هرگز برآنها آرزو نکنید که روزی شما بهتر و پاینده تر است. طه - 113


[ شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۱ ] [ 0:23 ] [ محمدرضا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

ماندن جایز نیست - دیگر باید رفت.
تنهایی شاید یه راهه ، راهی تا بی نهایت     قصه همیشه تکرار ، هجرت و هجرت و هجرت

Comme Un Nuage Vers Au Canada
امکانات وب