|
چون ابر به سوی کانادا تلاش برای مهاجرت به کانادا
| ||
|
انقدر که ننوشته ام، فراموش کرده ام چه جوری شروع می کردم! یادمه یه زمانی تو یه سیستمی فعالیت داشتم که یه سری آموزش های اولیه داشت که یکیش این بود: اهدافتون رو بنویسید و مدام مورد ارزیابی و نگرش قرارشون بدید و فراموش نکید که شروع و مقدمه کارتون، برای چی بوده. چون انسان بعد از مدتی شعف و انرژی اولیه ای رو که در زمان آغاز یه کار داشت، از دست میده یا موارد حاشیه ای پیش میاد که موجبِ دوریِ از هدف میشه یا انقدر راه طولانی، زمان بر و سخت میشه که حالت فرسایشی پیدا میکنه و ادم دچار یاس، دودلی و نهایت بی خیالی و رها کردن میشه و این دقیقا همون زمانی است که باید برگردی و به نوشته های روزهای شروع که بمب انگیزه بودی، پر از انرژه و ایده های یزرگ بودی، یه نگاهی بندازی تا دوباره احیا بشی مثل روز اولت. یکی دوشب پیش یاد اینجا (وبلاگم) افتادم. توی رخت خواب بودم و وبلاگ رو باز کردم رفتم به 13 - 14 سال پیش (یا خدا چقدر زود گذشت) و چندتا از پست هایی که برای رسیدن به کانادا و پروسه رسیدگی به پرونده مهاجرت و .. می نوشتم رو دوباره خوندم. یاد اون روزایی که پر از تنش، سرگشتگی، آشفتگی، استرس، چه کنم های ناشی از پرونده مهاجرت بود، افتادم. هرچند که، هنوز هم اینجا برام عادی نشده و بعد از قریب به 5 سال مهاجرت به کانادا، روزهای سخت رو فراموش نکردم و باورم نیشه که الان کانادا هستم. هنوز عاشقانه به خیابون های سبز و زیبا، جاده های پر از زیبایی و آرامش، نظم و احترام، قانون و قانونمندی و هزار چیز که به چشم و دل میاد و به زبان نمیاد، عادت نکردم. هنوز اینجا برام جدیده، هنوز قشنگی هاش پررنگه، هنوز برخورد خوب مردم بایکدیگر، برام قشنگه، سلامی که از عابری غریبه به لحاظ هم محله بودن دریافت می کنی، توقف راننده ای که برای احترام به تو صبر میکنه و با لبخند راه رو برات آزاد میکنه و هزار هزار هزار چیز دیگه گفتنشون تمومی نداره و خوشحالم که هیچ وقت برام عادی نمیشه. تو یکی از پست های قبلیم می خوندم که نامه ای برای پرونده دوم مهاجرتم دریافت کردم که بعد از 3 سال ریجکت شده بودم. یهو رفتم توی اون ایام پر از افسردگی، نا امیدی و ... و ته مطلب خوندم که به خودم امیدواری داده بودم و گفته بودم: "طاقت بیار خورشید من" خدا رو شکر و درود و آفرین به خودم که تسلیم نشدم و قدردان دوستی هستم که حضورش عشق و دلگرمی بود و اکنون همسرم است و آرامش. (الحمدالله) می فرماید: پروردگارا، من به هر خیرى که سویم بفرستى سخت نیازمندم. 24 - قصص برچسبها: مهاجرت به کانادا, پرونده مهاجرت, هدف, پشتکار [ یکشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۰۲ ] [ 17:47 ] [ محمدرضا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||