چون ابر به سوی کانادا
تلاش برای مهاجرت به کانادا
بخش هشتم -  فرانسه، خستم کردی!

بله . نامه Offre d`emploi  رو به همراه یه سری مدارک دیگه که فکر می کردم که شاید نظر آفیسر رو جلب بکنه، جمع و جور کردم و فرستادم به دمشق بلکه برای مصاحبه کبک select بشم. البته قبلش یه وکیل بهم گفت که 3 ملیون می گیره و یه نامه برام می نویسه و فقط به واسطه همون نامه ، مشکلم حل میشه و برای مصاحبه SELECT میشم ولی نرخش بالا بود و برای نوشتن یه نامه گفت 3 میلیون تومان می گیرم. بهش گفتم خوب چی می خوای برام بنویسی و اونم حواب داد: شگرد کار خودمه و نمی تونم بهت بگم. منم جواب دادم شاید شما فقط به واسطه اینکه منو select بکنی یه چیزایی (بی خودی) در مورد من بنویسی که در قدرت و تعهد من نباشه ، بله ، اونوقت تو موجب select شدن من خواهی شد ولی من از پس اون ادعایی که نمی دونم چیه که بر نمیام و خیلی راحت هم رد خواهم شد. خلاصه اینکه نپذیرفتم و کار خودمو کردم.

تجربه می گفت که جواب نامه باید تا 3 هفته دیگه بیاد و البته همینطور هم شد. یه روز بعد از ظهر که داشتم از خونه می رفتم بیرون ، دیدم اون پاکت با اون رنگ تابلو که از سفارت کبک میاد ، دم در افتاده. تمام بدنم نبض می زد. تند درشو باز کردم و دوباره آب یخ بر فرق مبارکم. تو نامه نوشته بود تا 10 دسامبر وقت داری که یکی از مدارک TCF - TCFQ -DELF -TEF و خلاصه یه مدارکی که مربوط به فرانسه می شد رو بگیری و برای ما بفرستی.

بازم برگشتم سر پله اول. همیشه از این امتحان TCF لعنتی می ترسیدم و فراری بودم. خیلی ناراحت شدم و فقط 5 ماه وقت داشتم. شب به خونه معلم زبان اولم رفتم و نامه رو بهش دادم اونم خوند و کلی ذوق کرد که بابا این که خیلی عالیه . کافیه یه TCEQ بگیری و بفرستی و دیگه برا مصاحبه هم نمی خواد بری چون امتیازت بالاست و حتما   Offre d`emploi هم پذیرفته شده.

فرداش تو سفارت فرانسه کلاس داشتم و اتفاقا معلم کلاسم (خانم نغمه) مسئول برگزاری امتحانات در ایرانه و نامه رو بهش دادم و خوند و گفت همه چی حله و چون سطح خاصی هم تعیین نکردن یه TCFQ در سطح پایین هم پذیرفته است ولی اگر B1  بگیرم که دیگه آخرشه. خلاصه این که فهمیدم نامه همچین بد هم نیست و باید شروع کنم به آمادگی TCF .

به معلمم گفتم بیاد و شروع کنیم به صورت خصوصی کتابهای TCF رو جلو بریم. دیگه تمام وقتم فرانسه بود. صبح موسسه کیش و 3 روز در هفته TCF خصوصی و 2 روز در هفته کلاسهای سفارت. برای امتحان اول ثبت نام کردم و چون نمی رسیدم خوب بخونم ، کلاس های صبح رو کنسل کردم و صبح ها رو سوِژه های TCF کار می کردم. 30 خرداد امتحان داشتم و کمتر از 20 روز به امتحان باقی مونده بود. استرس و نگرانی داشت خلم می کرد البته اگه این امتحان رو خوب نمی دادم ، یه بار دیگه هم توی این مدت باقی مونده تا 10 دسامبر وقت داشتم ولی به هرحال خوبیش به این بود که همین دفعه اول
یکسره بشه . روزها گذشت و شب امتحان رسید. تقریبا آماده بودم ولی خیلی استرس داشتم فردا صبح ساعت 9 امتحان TCF داشتم یعنی قبول می شدم؟؟؟؟ (لطفا نظر بدهید)    
تا بعد ....

راستی باید از دوستی که منو به نوشتن ادامه مطالب تشویق می کنه، تشکر کنم.

 

[ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۲ ] [ 14:31 ] [ محمدرضا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

ماندن جایز نیست - دیگر باید رفت.
تنهایی شاید یه راهه ، راهی تا بی نهایت     قصه همیشه تکرار ، هجرت و هجرت و هجرت

Comme Un Nuage Vers Au Canada
امکانات وب